المحقق الدواني

18

تهليليه ( فارسى )

تكميل كند . او نخستين بار بر اين نكته تكيه كرد كه عدول از توازن نه تنها كمّى بلكه كيفى است ، و بدين گونه انحراف را سومين علت زايندهء شر دانست . « 1 » دو علت اول كه ارسطو از آنها نام برده افراط و تفريط دولت است . خواجه همچنين با اضافه كردن تدبير منزل و سياست مدن در رسالهء اخلاقى خود ، حكمت عملى را به كمال رساند و نقص كار ابن سينا ( كتاب الطهارة ) و فارابى را جبران كرد . و سرانجام اينكه بر اخلاق زهد منشانهء غزالى شوريد . زهد و رياضت از نظر او نفى زندگى اخلاقى است . انسان طبعا موجودى اجتماعى است و اين نكته را حتى لغت عربى انسان كه از انس و الفت مشتق شده نشان مىدهد . تن نه تنها باز دارندهء روح نيست ، بلكه ابزارى است كه روح به وسيلهء آن به كمال مىرسد . « 2 » البته او قبول داشت كه زهد پيشگى يكى از مراحل لازم سير و سلوك ، عرفانى است ، ولى خود او تجربهء چندانى در اين زمينه نداشت . ولى دوانى با الهام از حكمت اشراق شهاب الدين مقتول ، ميان فلسفه و عرفان هماهنگى كامل مىديد . آنچه عارفان « مىبينند » ، فيلسوفان « مىدانند » و آنچه فيلسوفان « مىدانند » ، عارفان « مىبينند » . از اين رو او به اخلاق جهت قرآنى بخشيد . سياست : دوانى نيز به تبعيت از خواجه نصير ، « سياست مدن » را بيشتر به معنى علم كشور دارى به كار برده تا سياست به معناى امروزى . منشأ و عمل و طبقات اجتماع و لزوم حكومتى كه فرمانروايى عادل بر آن رياست كند ، نزد هر دو به يك صورت بيان شده است . در اين ديدگاه ، نظام سلطنت بهترين صورت

--> ( 1 ) اخلاق ناصرى ص 114 ، نقل از تاريخ فلسفه در اسلام ، ج 2 ، ص 418 . ( 2 ) ايوانف ، تصورات ، ص 92 . نقل از تاريخ فلسفه در اسلام ، ص 419 .